پایان ماه هفت و ورود به هشت ماه فرزندم
سلام دختر گل مامان
خوبی؟خوشی؟
مامانی امروز سه شنبه 16 اردیبهشت ماه 93 شما تو دل مامانی ماه هفتت و البته 30 هفته ات تموم میشه و به امید خدا وارد ماه هشت میشی
و این یعنی تا وصال فقط 10 هفته یا تقریبا دو ماه مونده
و من و بابایی از این بابت خیلی خوشحالیم
ولی نمیدونم چرا این ماه های آخر اینقده دیر میگذرهههههه
دختر قشنگم دعای هر روز من سلامتی تو و بابای گلته
راستی مامانی سه روز پیش من با مادر جون رفتیم دکتر خزاعی
بنده خدا دو هفته ای نبود مثل اینکه رفته بود مکه(خوش به سعادتش)
بعد دو هفته که اومده بود کلی مطبش شلوغ بود و ما هم 4 ساعت و نیم تو مطبش منتظر بودیم
خلاصهههههههه
بعد چند ساعت انتظار رفتم پیش دکتر
هم آزمایشا رو نشون دکتر دادم و هم یادآوری کردم که باید آمپول روگام رو بزنم
فشار خونم رو گرفت و صدای قلب کوچولو موچولوی شما رو هم گوش داد
یه سونو هم نوشت گفت هفته 32 یعنی دو هفته دیگه برم که انشا الله بابایی تا اون موقع میاد و با هم میریم تا بابایی هم دختر نازنینش رو ببینه
درباره اعتکاف هم از دکتر پرسیدم چون خیلی تو دلم بود که برم اعتکاف امسال رو ... ولی دکتر بهم گفت بهت توصیه نمیکنم که روزه بگیری
هیچی دیگه ... یکم ناراحت شدم چون دلم میخواست برم ولی بخاطر سلامتی تو هم که شده قبول کردم فدات شم
البته به بابایی هم گفتم گفت نرم بهتره
فرداش یعنی یک شنبه با مادر جون رفتیم بیمارستان ولی عصر برای آمپول روگام
ولی داروخونه بیمارستان بهمون ندادش
مجبور شدیم از بیمارستان بیایم بیرون و از داروخونه روبروی بیمارستان که اونو هم شانسی رفتیم چون بهمون گفته بودن نداره آمپول رو بخریم ...
بعدشم دوباره رفتیم بیمارستان و آمپول رو نوش جان کردیم ....
حالا دیگه فقط یه بار دیگه باید بزنم این آمپول رو اونم انشا الله بعد زایمانه
راستی مامانی هنوز اون خبری که بهت گفتم قطعی نشده
به امید خدا هفته دیگه اگه قطعی شد میام و برات مینویسم
فرشته آسمونی من
برای همه با اون دل معصومت دعا کن
میسپارمت به خدا







پایان ماه هفت و ورود به هشت ماه فرزندم
